|
|||||||||||||||
|
من برگشتم....
یا هـــــــــــــــــــــــــــــو
سلام چطورین خوبید خوشید سلامتین............. بعد از مدتها میخوام آپ کنم..... آقا این مدت اهواز بودم بعد هم که ویندوز عوض کردیم و حالا که میخواهیم وصل شیم چی میزنه can not.......... راستی بود گفتم عکس میزارم دوستم اون یکی شیطون نیومد بزاره خیلی نامرده خیلی .... منم مجبور شدم شعر بنویسم.... راستی روز مادر رو به مامانای گلتون تبریک بگید .... از طرفند من.. حالا این شعر که از مهدی اخوان ثالث منم عاشق شعراشم براتون مینویسم به اسم... دریـــــــــــــغ.... بی شکوه و غریب و رهگذرند یاد های دگر چو برق و چو باد یاد تو پر شکوه و جاوید است و آشنای قدیم دل اما ای درغ ای دریغ فریاد با دل من چه میتوان کرد یادت ای یاد من ز دل برده من گرفتم لطیف چون شبنم هم درخشان و پاک چون باران چه کنند این دو ای بهشت جوان با یکی برگ پیر و پژمرد!!!!! تا بعد بدرود اگه من این رفیقم رو خفه نکنم ......
|+| نوشته شده توسط
شیــــــــــاطــــــــین در یکشنبه هفدهم تیر 1386 ساعت 21:48 | موضوع:
زندون دل....
سلام.........................
این چند وقته سرم اندازه جام جهانی شلوغ بود..... چی کار میکنین توی این تابستونی..... من که تا لنگه ظهر خوابم وقتی بیدار میشم یه موزیک گوش میدیم چه رپ چه پاپ.... چه جالب هر دو تاش پ دارن... بعد از کار کردن میام پا اینترنت...... دیگه بدونین که بعدش چه میگذرد...................... راستی کی خبر درست از این رپرا رو داره نمیدونم به حرف کی اعتماد کنم..... حالا آدمای مالی هم نیستن..... این شعر رو از کتاب مردان تنهانوشتم ... پشت این پنجره ها دل میگیره غم وغصه دل و تو میدونی وقتی از بخت خودم حرف میزنم چشام اشک بارون میشه تو میدونی عمریه غم تو دلم زندونیه دل من زندون داره تو میدونی هر چی بش میگم تو آزادی دیگه میگه من دوست دارم تو میدونی میخوام امشب با خدام شکوه کنم تو میدونی پنجره بسته میشه شب میرسه چشام آروم نداره تو میدونی اگه امشب بگذره فردا میشه میگه فرداچی میشه تو میدونی
دوستان تا بعد بدرود........................... راستی قبل از اینکه برم توی آپ بعدی از امیدیه عکس میزارم..... حالا خدافظ..........
|+| نوشته شده توسط
شیــــــــــاطــــــــین در شنبه نهم تیر 1386 ساعت 21:52 | موضوع:
هوالحق.....
سلام... چطورین ... زاخارا ( به قول سامان ویلسون) ... چه خبر ..... شنیده بودیم آدما یه روز نامرد از آب در میان ولی اینطوری شو نه .... یکی رو میشناسم که اولا درست بود ولی بعد از چند وقت نامرد بازیش رو دیدم..... حال کار به اون نامردا نداریم .... راستی این رپ بچه های امیدیه رو که همه گوش دادین وای که مثل شعرای هیچکس و زد بازی.... مثلا آهنگ بکس هیچکس مثل آهنگ این رپرای امیدیه..... مسخرها................................ حالا یه شعر از مهدی سهیلی........ پس گوش کن..... من و تو ای همه عشق همچو دو عقربه یک ساعت پایمان بسته به هم لیک یکشب سرمان بر سر یک بالین نیست و چه لذت بخش است ظهر این گاه شمار با همه تاب و تبش و از آن زیباتر حالت نیمشبش!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! بدرود بچـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــزها!!!!!!!!!!!!!!!!!!
|+| نوشته شده توسط
شیــــــــــاطــــــــین در سه شنبه پنجم تیر 1386 ساعت 14:25 | موضوع:
من بازم اومدم......
یا هو.....
سلام..... چطورین..... من همون دختری از جنس آفتابم...... الان اینجا به بهترین دوستم در خدمت بچه های امیدیه هستیم...... توی این مکان فقط جای بچه باحال روزگار.... مخصوصا بچه های امیدیه...... پس واقعا درود بر همه شما عزیزان ..... من الان یکی از اون شیطونا هستم ...... و میخوام با نظراتتون به ما کمک کنید در درست شدن این جای عتیقه راستی نه فکر کنید اولین باری که داریم برای شما مینویسیم تا حالا صد بار فیلتر شدیم....... و اولین پستمون........ برای خودتون یه دست بزنید که آخرشید...... امیدیه.................... از عبدلله جمال زادن..... تنهایی مرا درید و خورد هضم کرد اما هنوز تفاله من حاضر با همنشینی با تو نیست! میپندارم که ستیز من با او رو به صلح میرود و این تعبیریست از جدایی مطلق تو را لیاقت محبت نیست مرا تجربه چنین میگوید من هنوز می ایستم با دردی استخوان شکن از نبردی سخت با او و به هم بستری بی ایمانی چون تو تن نمیدهم روزی هم اوی من خواهد آمد...... توی پست های بعدی عکس از بعضی از جاهای ضایع امیدیه میزاریم.... با رفیقم.... تا بعد .. بای بای
|+| نوشته شده توسط
شیــــــــــاطــــــــین در شنبه دوم تیر 1386 ساعت 21:55 | موضوع:
|
|||||||||||||||